ادامه بده

متن مرتبط با «من اوجد الله» در سایت ادامه بده نوشته شده است

من در اوج فریاد نمی زنم

  • نیلوبلاگ

    + با دقت و چشمانی که تا جایی که ممکن بود باز شده بودند، میخکوب شده بودم تا ببینم پاشیدن اسید توی چشم پاشا را نشان می دهد یا نه. بعد که دیدم مریم گفت: "بخشیدم" ، خیالم راحت شد و آمدم بزنم به شانه ی فروغ که "نریخت، نریخت اسید رو!" که دیدم فروغ وجود ندارد :)) بعد نگاه کردم دیدم صندلی کناریم خالی است. گفتم "فروغ؟"، دیدم از زیر صندلی در حالی که دست هایش را گرفته جلوی صورتش بلند شد و آمد بالا :))) گفتم: "چرا رفتی زیر صندلی؟!"، گفت: "ترسیدم اسید رو بریزه تو چشمم، طاقتش رو نداشتم!" =))))))وسط سینما زدم ...

    ادامه مطلب