+ رفتیم ادکلن بخریم. از یک مغازه ی پاساژ که فروغ قبلن از آنجا همان مدل ادکلن را خریده بود. هرچه گشتیم مغازه را پیدا نکردیم. رفتیم به چند مغازه آن ورتر سر زدیم که آن ها هم هم ادکلن فروشی بودند. به محض ورود، به آقای فروشنده گفت: "سلام، ببخشین، این آقایی که پشت مغازه ی شما ادکلن می فروخت کجاس؟ همونی که کچل بود؟" بعد من و آقای فروشنده همزمان ترکیدیم از خنده با این فصاحت گفتارش! :))) یعنی من عاشق این موجودم... هم عاشق خودش و هم عاشق این مدل "مهههههشاااااااد" گفتنش که قشنگ معلوم است یا یک گندی بالا آورده که می خواهد تعریف کند یا عاشق شده و یا شکست عشق خورده :)))
+ لاک لاک می بچری :)))
+ یکی از خوبی های دیدن فیلم این است که می توانی برای مدتی خودت را در دنیای خیالی آن فیلم قرار بدهی و هم زبانش شوی. می توانی تحقق معجزات متعددی که در فیلم ها اتفاق می افتد را برای خودت تجسم کنی و کمی لذت ببری. می توانی حس نزدیکی کنی با آدم داستان و هم قالبش شوی...
+ من همیشه در زندگی ام منتظر یک آدم بوده ام که اصلن برایم مهم نیست مرد باشد یا زن، پیر باشد یا جوان یا کودک. فقط مهم این است که این آدم یک روز پیدا بشود. آدمی که چنان افکاری داشته باشد که بتوان عاشق افکارش شد! :) معمولن این جور آدم ها خیلی سخت پیدا می شوند ولی وقتی پیدا می شوند می توانند جهت زندگی ات را تغییر بدهند و تو را تبدیل به آدمی والا و متعالی کنند. کاش آدمی که انقدر افکارش قشنگ و متعالی است را زودتر ببینم... آن هم وسط این هیاهوی فکرهای زشت... فکرهایی که کاملن زمینی و هوس ران و دنیوی شده اند... فکرهایی که به زور به چیزی بالاتر از مسافرت خارج از کشور و لباس گران و پارتی های مختلط قد می دهند...
+ "تو خیلی خوب داری از پس این مفاهیم تئوری سنگین برمیای! من یادمه دکترامو که شروع کردم، وقتی به همچین مقاله ای می رسیدم تا صفحه ی اولش یه فرمول می دیدم، اعصابم خرد می شد و مقاله رو پرت می کردم اون ور ".
سخت است باور کردن اینکه یک روز دکتر ر. همچین آدمی بوده است!!!! :))
+ همه ی چیزهایی که کلی خودم را آماده کرده بودم تا از او بپرسم و به همه بگوید: "نه نمیشه! نمی تونم!" را خودش از زبان خودش گفت: "میشه! می تونم!". و منی که نمی توانستم ذوق کنم از شدت ناباوری! :))
+ من همیشه خوش بین بوده ام و هستم و خواهم ماند. من اصلن طرفدار آن چیزی که شما به آن "واقع بینی" می گویید نیستم. "واقعیت" را افکار خوش بینانه یا بدبینانه ی ما مشخص می کنند :)
+ گاه تقدیر
چون پر کاهی
با نسیمی ملایم می لرزد
و گاه همچون کوه
با طوفانی سهمگین
هم به جنبش در نمی آید؛
تا چه بخواهیم...
"تصویر بی نهایتم را ترسیم کن" از خاوری نژاد
ادامه بده...ما را در سایت ادامه بده دنبال میکنید
برچسب: من در اوج,من اوجد علم الجبر,امشب من در اوج اسمانم,من اوجد,من اوجد الله,من اوجه القمر,من اوجد التجنيد الاجباري,من اوجد الصفر,من اوجاعها تحب متعها,من اوجد هذا الكون, نویسنده: بازدید: 77